تبلیغات
دوست داران زبان فرانسه - شعر عاشقانه به زبان فرانسه Je t'aime- Paul Eluard

شعر عاشقانه به زبان فرانسه Je t'aime- Paul Eluard

    شعر زیبای زیر به نام "دوستت دارم" سروده ی پل الوارد است

    برای دیدن ترجمه به ادامه ی مطلب بروید

    je t'aime

    Je t'aime pour toutes les femmes que je n'ai pas connues

    Je t'aime pour tous les temps où je n'ai pas vécu

    Pour l'odeur du grand large et l'odeur du pain chaud

    Pour la neige qui fond pour les premières fleurs

    Pour les animaux purs que l'homme n'effraie pas

    Je t'aime pour aimer

    Je t'aime pour toutes les femmes que je n'aime pas

    Qui me reflète sinon toi-même je me vois si peu

    Sans toi je ne vois rien qu'une étendue déserte

    Entre autrefois et aujourd'hui

    Il y a eu toutes ces morts que j'ai franchies sur de la paille

    Je n'ai pas pu percer le mur de mon miroir

    Il m'a fallu apprendre mot par mot la vie

    Comme on oublie

    Je t'aime pour ta sagesse qui n'est pas la mienne

    Pour la santé

    Je t'aime contre tout ce qui n'est qu'illusion

    Pour ce coeur immortel que je ne détiens pas

    Tu crois être le doute et tu n'es que raison

    Tu es le grand soleil qui me monte à la tête

    Quand je suis sûr de moi


    تو را بجای همه زنهایی كه نشناختم، دوست می دارم

    تو را بجای تمام زمانی كه نزیستم دوست می دارم

    تو را بخاطر شمیم دریاهای آزاد، بخاطر عطر نان گرم

    تو را بخاطر برفی كه برای گل های نو شكفته آب می شود

    تو را به خاطر حیوان های نجیبی كه انسان نمی ترساندشان

    تو را بخاطر دوست داشتن، دوست می دارم

    تو را بجای همه ی زنهایی كه دوست نداشتم، دوست می دارم

    كه اگر جلوه ای از تو برایم ندارند، در آنها اندك تصویری از خود می بینم

    بی تو هیچ نمی بینم مگر پهنه ای بی حاصل

    میان امروز و گذشته

    چه بسیار مردگانی كه از سر فقر از آنها گذشتم

    توان رخنه در دیوار آینه ام را نداشتم

    زندگی را واژه واژه باید می آموختم

    چون واژه به واژه فراموش می شود

    تو را بخاطر نجابتت كه از آن من نیست دوست می دارم

    تو را بخاطر عافیت دوست می دارم

    تو را در مقابل هر آنچه كه جز خیال نیستند، دوست می دارم

    بخاطر آن قلب جاودانی كه دربر ندارم

    تو می پنداری كه در تردیدی و حق داری

    تو آن خورشید عظیمی كه از فهم من طلوع می كنی

    آن لحظه كه من از خود در یقینم

    ترجمه از بهنام خلیلی

      دوشنبه 29 آبان 1391         ساعت 07:00 ق.ظ            نظرات